السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

289

تفسير الميزان ( فارسي )

و نزديكان است حالا يا وصف است از براى كلمه « الذين » يا بدل است از آن . مفسرين را در تركيببندى اجزاى اين آيه وجوه و صور بسيارى است ، به طورى كه اگر آن وجوه را براى بدست آوردن معناى همه آيه در يكديگر ضرب كنيم از صد صورت تجاوز مىكند . زجاج - بطورى كه نقل مىكنند - گفته است : اين آيه از مشكلترين آيات قرآن است از جهت تركيببندى . و اين معناى كه ما براى آيه كرديم معنايى است كه به خوبى و بدون هيچ زحمت و پيچيدگى در فهم از سياق آيه بدست مىآيد ، و لذا ما از شمردن آن محتملات و وجوه خوددارى مىكنيم ، زيرا مىبينم شمردن و تكرار آنها جز تحير و مبهم ساختن الفاظ آيه ثمره اى ندارد ، و اگر كسى طالب باشد كه به آن وجوه اطلاع پيدا كند بايد به جزء هفتم از تفسير روح البيان تاليف آلوسى و مجمع البيان و تفسير رازى و ساير تفاسير مشروحه مراجعه كند . * ( « فَيُقْسِمانِ بِاللَّه » ) * اين جمله تفريع است بر جمله * ( « فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما . . . » ) * و نتيجه اى است از اين مقدمه . يعنى لا جرم دو شاهد ديگر كه از اولياى ميت هستند قائم مقام آن گواهان مىشوند . * ( « لَشَهادَتُنا » ) * چنين سوگند ياد كنند : كه شهادت ما بر دروغ و خيانت آنان * ( « أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما » ) * به حق نزديكتر است از شهادت دروغىشان و ادعايشان بر امر وصيت * ( « وَمَا اعْتَدَيْنا » ) * و ما در اين شهادتى كه بر خلاف شهادت آنان مىدهيم بناى تعدى نداريم ، چون اگر بناى تعدى داشته باشيم * ( « إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ » ) * محققا و بى شك از ستمكاران خواهيم بود . * ( « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ . . . » ) * اين آيه شريفه در مقام بيان حكمت تشريع است ، و آن اين است كه اين حكم به اين ترتيبى كه خداى تعالى مقرر داشته براى رسيدن به واقع نزديكترين راه است به احتياط و هم به اينكه شهود در شهادت خود تعدى نكنند و بترسند از اينكه مشتشان باز شده و شهادتشان بعد از قبول رد شود . آرى ، انسان داراى هواى نفسى است كه دائما او را دعوت مىكند به اينكه از هر چيزى كه برايش ميسور است كام دل بگيرد ، و آنچه را كه هوس مىكند مرتكب شود ، چه اينكه هوسرانى مشروع باشد و چه نامشروع ، چه عدالت باشد و چه ظلم و تجاوز به حق ديگران و غلبه بر آنان . انسان طبعا چنين است ، مگر اينكه مانعى در كار خود ببيند كه او را از اين تجاوزات باز دارد ، و قوىترين موانع نفسانى همانا ايمان به خدايى است كه برگشت همه